گویا نیوز

پایگاه خبری تحلیلی سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی

استاد دانشگاه دانشگاه هاروارد، در یادداشتی برای نشریه نیویورک تایمز تأکید کرد که آمریکا در مسیر نزدیک شدن به ایران باید تهدید نظامی را کنار گذارد و به خاطر داشته باشد که ایران باثبات‌ترین و قدرتمند‌ترین کشور منطقه است.

به گزارش تسنیم به نقل از نشریه نیویورک تایمز، ولی‌رضا نصر، رئیس دانشکده مطالعات بین‌الملل در دانشگاه هاروارد، در یادداشتی برای نشریه نیویورک تایمز تصریح می‌کند که ایران به هیچ وجه از موضع ضعف وارد صحنه گفتگو با آمریکا نشده است و مقامات آمریکایی به هیچ وجه نباید تصور کنند که این کشور تن به خواسته‌های ایشان می‌دهد، لذا باید دقت کافی را در پیش گیرند تا از این فرصت تاریخی به نحو شایسته استفاده کنند.

توافق بین‌المللی برای نابود کردن ذخایر شیمیایی سوریه دیپلماسی را به کانون سیاست خارجه آمریکا بازگردانده است. اما اعمال «خط قرمز» آمریکا در سوریه تنها به منزله مقدمه‌ای است برای ایجاد یک خط ضخیم‌تر و قرمزتر حول برنامه هسته‌ای ایران. نرمش قهرمانانه هفته گذشته توسط رئیس جمهور جدید ایران، یعنی حسن روحانی و انعطاف نشان دادن به خوبی از امکان تحقق یک توافق دیپلماتیک خبر می‌دهد.

اما آمریکا بسیار ساده و ابله خواهد بود اگر فرض کند که ایران از موضع ضعف وارد مذاکرات شده است. بلکه عکس این ماجرا صحت دارد، ایران پس از بهار عربی در جایگاه بسیار بهتری نسبت به رقبای منطقه‌ای خود قرار گرفته است، و ناآرامی در سوریه، که متحد ایران است، به نحو متناقضی موقعیت ایران را بیش از پیش تقویت کرده است. اظهارات روحانی ایران را از همسایگان عرب خود متمایز کرد و تأکید کرد که جایگاه منحصر به فردی را داراست که می‌تواند بستر لازم برای عقد توافقی را مهیا سازد، به خوبی بر این امر صحه می‌گذارد.

در طول پنج سال گذشته، آمریکا بر این باور بوده است که تنها یک ایران تضعیف شده به واسطه تحریم‌های اقتصادی با عقد یک توافقنامه هسته‌ای موافقت خواهد کرد. اقتصاد ایران بدون تردید در تنگنا قرار گرفته است، که به خوبی تصمیم‌گیری رهبری این کشور آیت‌الله علی خامنه‌ای را توجیه می‌کند که روحانی، مذاکره کننده هسته‌ای پیشین ایران را پیشاپیش قرار داده تا نقش سخنگوی ایران با غرب را ایفا کند.

همچنین جای تردید نیست که مداخله مخفیانه ایران در جنگ داخلی سوریه که به شدت مردم سنی این کشور را علیه شیعیان ایرانی و متحدین آن، یعنی دولت سوریه، لبنان و عراق، خشمگین ساخته است، آن را منزوی ساخته است.

انعطاف دیپلماتیک ایران جدی است، اما نباید آن را با تمایل این کشور برای تسلیم شدن اشتباه گرفت.

ایران خود را در هم شکسته و مغلوب نمی‌بیند. نظام سیاسی آن همچنان پابرجاترین و مترقی‌ترین نظام سیاسی در منطقه است. ایران در پناه ثبات نوظهوری که از پی انتخابات منحصر به فرد ریاست جمهوری ایجاد شد، در حال احیا و بازسازی خود است. امسال هیچ اعتراض خیابانی در تهران مشاهده نشد؛ شبیه به اعتراضاتی که در سال 2009 تهران، در سال 2011 قاهره و اوایل سال جاری استامبول را فلج کرد. در واقع خط مشی سیاسی دولت روحانی در داخل حاکی از اعتماد به نفس آن دارد.

به رغم خشم اعراب، بیشتر کارشناسان در سراسر منطقه بر این باورند که حمایت ایران از رئیس جمهور سوریه، بشار الاسد، مؤثر بوده است. چنین اجماعی باعث تقویت داعیه ایران برای اعمال قدرت و نفوذ در منطقه می‌شود. سوریه نشان داد که ایران تنها بازیگری است که در منطقه می‌تواند با موفقیت جنگی را در داخل یک کشور دیگر اداره کند ـ حتی کشوری که با آن مرز مشترک هم ندارد. ایران به حکومت اسد پول و تسلیحات می‌رساند، مبارزان و جنگجویان لازم را در سوریه مستقر می‌سازد و با همکاری دولت شیعی در عراق و متحد غیر دولتی خود یعنی حزب‌الله در لبنان برای کمک به اسد، اتحاد منطقه‌ای ایجاد می‌کند. غربی‌ها روسیه را متحد حیاتی اسد می‌پندارند، در حالی که این ایران است که برگ برنده نجات اسد را در دست دارد.

امید به این که ترکیه به همراه متحدین عرب آمریکا اتحادی را ترتیب دهند که ایران را منزوی سازد، به تحقق نپیوست. این به ظاهر متحدین در مورد اینکه با مصر و اکنون سوریه چه کنند، با یکدیگر اختلاف پیدا کردند. عربستان سعودی، قطر و ترکیه بر سر اینکه در سوریه از چه کسی حمایت کنند نزاع و مرافعه دارند. سعودی‌ها از ژنرال‌های مصری حمایت می‌کنند که رئیس جمهور قانونی این کشور یعنی محمد مرسی را در ماه جولای از قدرت کنار زدند و لذا با ترکیه بیگانه شدند چرا که ترک‌ها از مرسی و حزب اخوان‌المسلمین او که اکنون غیر قانونی اعلان شده، حمایت می‌کند. 

برای چندین دهه پادشاهی‌های خلیج فارس از اخوان‌المسلمین حمایت می‌کردند. اکنون اسلام‌گراها و حاکمان کشورهای حاشیه خلیج فارس برای حمایت از جهان عرب سنی با یکدیگر رقابت دارند. این به ایران فرصت استراتژیکی می‌دهد تا از نقش خود به عنوان یک کارگزار قدرت منطقه‌ای حداکثر استفاده را بکند.

با این حال آمریکا همچنان مهمترین دشمن ایران است. خروج نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان و حرکت استراتژیک آمریکا به سمت «محور» آسیایی، اخبار بسیار خوب و مطلوبی برای تهران است. موضع آمریکا در این منطقه از پیش تصمیم دولت اوباما مبنی بر عدم اعال خط قرمز در مورد استفاده سوریه از تسلیحات شیمیایی، متضرر شد و صدمه دید. این فرصتی را برای متحد اصلی ایران، روسیه، پدید آورد تا نقشی کلیدی را در سازمان ملل ایفا کرده و به عنوان یک کارگزار دیپلماتیک وارد عمل شود.

هم زمان، پس از گفتگوی تلفنی تاریخی (هر چند کوتاه) اوباما با روحانی، فشار از جانب اسرائیل به اوباما بیشتر شد و بنیامین ناتنیاهو نخست وزیر اسرائیل در گفتگو با اوباما از او خواست که مجدداً تأکید کند که استفاده از زور را برای جلوگیری از تجهیز ایران به تسلیحات شیمیایی از روی میز مذاکرات کنار نخواهد گذاشت. ناتنیاهو در سازمان ملل حاضر شد تا روحانی را «گرگی در پوستین گوسفند» بخواند.

به طور خلاصه، همزمان با نزدیک شدن آمریکا به مذاکره با ایران بر سر برنامه هسته‌ای، آمریکا نباید فرض را بر این بگذارد که ایران آماده تسلیم شدن است. اعتبار تضعیف شده آمریکا در خاورمیانه، به سبب رفتار مذبذبانه در مورد سوریه، به مثابه یکی از عناصر مهم در این معادله است.

آمریکا در حالی بر سر میز مذاکرات آماده خواهد شد که اهرم معتبر تهدید به جنگ را در اختیار ندارد، با ایرانی مواجه است که به واسطه ثبات داخلی نوظهور خود تقویت شده و از نقش محوری خود در سوریه منتفع گردیده است. مذاکره میان این دو،‌برای اولین بار، نمی‌تواند با تهدید ایران به تبعیت و سلطه پذیری آغاز گردد بلکه باید آن را به سازش متقاعد کرد. این مهم آمریکا را ملزم می‌سازد تا خود را با «نرمش قهرمانانه»‌ای که آیت‌الله خامنه‌ای از آن سخن گفت، تطبیق دهد.

به هیچ وجه نباید انتظار آن را داشت که در کوتاه مدت معامله جدی و کلانی با ایران صورت گیرد، بلکه باید در ازای انجام اقداماتی جدی در جهت کاهش سرعت برنامه هسته‌ای ایران و بازگذاشتن درهای سایت‌های هسته‌ای ایران به روی بازرسی‌های بین‌المللی، شماری از تحریم‌های مشخص برداشته شوند. این اولین و مهمترین گام است که می‌تواند اعتمادی دوجانبه را ایجاد کرده و انگیزش لازم برای موفقیت را به این دیپلماسی اعطا کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1392ساعت 14:55  توسط گویا نیوز  | 



هفته‌نامه‌های مختلف جهان در هفته‌ای که گذشت، سیاست خارجی ایران را در میان موضوعات مهم مورد بررسی خود قرار دادند. برخی با نگاه صرف سیاسی با تاکید بر معادلات توازن قوا و بعضی دیگر مثل «اکسپرس» چاپ پاریس، با تحلیلی تاریخی سعی در فهم جهت‌گیری امروز دستگاه سیاست خارجی ایران دارند. در این میان هفته‌نامه «تایم» با چاپ عکس نیمرخی از رییس‌جمهوری ایران روی جلد و مقاله «فرید زکریا» که قیاسی است از بهبود روابط میان پکن و واشنگتن در دهه 1970، این شیوه را برای ازسرگیری رابطه تهران -واشنگتن قابل تکرار می‌داند.
فرید زکریا در مطلبی که تیتر آن در سرجلد« مجله تایم»  آمده است می‌نویسد: اکنون ناظر رقص دیپلماتیک میان تهران – واشنگتن هستیم؛ رقصی که در نهایت به تماس تلفنی بی‌سابقه ختم شد. باید پرسید آیا ما شاهد تکرار سال 1972 هستیم؟ در این سال بعد از دهه‌ها دوری میان آمریکا و چین، واشنگتن راه آشتی را با چین در پیش گرفت که باعث تغییر جهان شد. آیا ما با تهران و واشنگتنی روبه‌رو هستیم که درگیر خصومتی دیرسال هستند و احتمالا در حاشیه تغییری مشابه قرار دارند؟ پاسخ یک کلام است؛ خیر. می‌دانیم که تحول روابط چین و آمریکا در سال 1972 باعث شد تا چین به شکل فوق‌العاده‌ای تبدیل به قدرت اقتصادی بازارمحور با درهای باز به سوی جهان شود. برای 40سال چنین بهبودی در اوضاع اقتصادی دور از تصور اکثر چینی‌ها بود. این تغییر در سال‌های حکومت «مائو» اتفاق افتاد، که چهره‌ای به‌غایت ضدغربی و کمونیست بود. اما قیاس بهتر برای بررسی روابط ایران – آمریکا یکی دیگر از اتفاق‌های سال 1972 و آن دیدار میان ریچارد نیکسون و لئونید برژنف در مسکو بود؛ اولین دیدار یک رییس‌جمهوری آمریکا از اتحاد جماهیر شوروی که به آغاز دوران تنش‌زدایی و کاهش تنش در دوران جنگ سرد و بهبود روابط بهتر منتهی شد. این محتمل‌ترین چیزی است که می‌توانیم از روابط تهران -واشنگتن انتظار داشته باشیم. هم‌اکنون نیز تنش‌زدایی با ایران ممکن است و ارزش پیگیری دارد. مسیر پیش‌رو اینچنین به نظر می‌رسد که ایران با غنی‌سازی اورانیوم تا میزان پنج‌درصد موافقت کند. در صورت پذیرش چنین سطحی از غنی‌سازی، انحراف برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای به نظامی، هم دشوار و هم زمانبر است. ایران هم‌اکنون این پیشنهاد را رد می‌کند اما سال 2010 پیشنهاد مشابهی را پذیرفته بود. زکریا نوشته خود را در تایم اینگونه پایان داده است: «ایران تمدن بزرگ و سرزمینی پهناور است. غم‌انگیز است که این کشور منزوی و خارج از نظام جهان قرار بگیرد.»
آمریکا و ایران هر دو در ازسر‌گیری روابط ذی‌نفع هستند. دو کشور بیش از آنکه در موضعی تقابلی با هم قرار داشته باشند می‌توانند به ازسر‌گیری روابط برای منافع مشترک بیندیشند. در هر توافق احتمالی، آنچه ایران بر حفظ آن اصرار خواهد کرد، حفظ «نقطه بی‌بازگشت» است. اما برای ایران حضور در صحنه بین‌الملل مساله‌ای مربوط به امروز و دیروز نیست. ایران از قرن 19 و از دوره امیرکبیر در قامت بازیگری بین‌المللی ظاهر شده است. صدراعظم قاجاری ایران با اتخاذ مفهوم «موازنه منفی» عملا از منافع کشورش در مقابل انگلیس و روسیه دفاع می‌کرد. سیاست ایران هنوز بر همان پاشنه می‌چرخد. آنها از رقابت آمریکا و روسیه برای پیشبرد این برنامه استفاده می‌کنند. برای ایرانی‌ها نفوذ عربستان در سوریه تلاشی است برای انتقال نفت این کشور به مدیترانه. شاید چنین خط لوله‌ای با عبور از اردن و سوریه اهمیت تنگه‌هرمز را کم کند. به‌هرحال با توجه به تحولات داخلی ایران باید گفت رژیم سیاسی ایران دولتی یکدست و تک‌بعدی همانند سایر رژیم‌های منطقه نیست. برخلاف آنچه جمهوری‌اسلامی را رژیمی ایدئولوژیک می‌خوانیم تنها دولتی است که در آن گردش نخبگان وجود دارد و در سطح سیاست خارجی شاهد نرمش‌هایی به فراخور موضوع هستیم؛ رهبر عالی نظام از ضرورت تطبیق با شرایط به‌خوبی آگاه است و درعین حال دولت به خواست تغییر توده‌های جامعه ایرانی آگاه است.

دوستی آمریکا با ایران، متحدان عربش را به وحشت می‌اندازد. اسراییل این‌روزها علیه روابط عاشقانه جهان با تهران به‌شدت موضع می‌گیرد. نخست‌وزیر این کشور با سخنرانی پرعتاب خود انتقادهای زیادی را برانگیخت. اما در این میان کشورهای دیگری هم هستند که از بهبود روابط تهران – واشنگتن می‌شود گفت حتی از اسراییل هم ناخشنود‌تر هستند؛ بله آنها متحدان عرب آمریکا هستند. البته این تنها نشانه این روابط جدید نیست. چند روز پیش از برگزاری اجلاس سالانه سازمان ملل در میهمانی شام یکی از موسسات صلح بین‌المللی نمایندگان کشورهای عربی با نماینده اسراییل بحث‌های دوستانه نزدیکی با هم داشتند، اما هیچ‌یک درباره فلسطین و روند صلح صحبت نمی‌کردند، دستور کار و دغدغه دوجانبه هر دو ایران بود. اعراب به‌رغم دریافت کمک‌های بزرگ نظامی طی سالیان گذشته هنوز توان نظامی قابل‌توجه و درخوری پیدا نکرده‌اند. از این‌رو آنها هنوز به آمریکا برای دفاع از خودشان نیاز دارند. یکی از دانشگاهیان عرب در تشریح وضعیت جدید اعراب می‌نویسد: «ما شرکت بیمه‌ای دیگری برای تامین امنیت خود نداریم، به‌هرحال در منطقه خطرناکی زندگی می‌کنیم.» حتی اگر آمریکا شرکت بیمه تامین امنیت در منطقه را با توجه به تحولات جدید تعطیل کند، واضح است که روسیه یک احتمال مهم برای جایگزینی آن است و شاید حتی اعراب تصمیم بگیرند به مدار امنیتی ایران بپیوندند.
واقع‌گرایی جدید اوباما نسبت به سیاست خارجی استفاده از شانس و فرصت دیپلماسی است. اینکه سوریه پذیرفت به معاهده منع تسلیحات شیمیایی بپیوندد، نطق اوباما در مجمع عمومی را به‌مراتب راحت‌تر کرد. در چنین شرایطی که سیاست خارجی آمریکا از نقطه بحران به نقطه تامل رسیده، باعث شده است تا گاهی به نظر برسد آمریکا در حال «زیگزاگ» کردن از بحرانی به بحران دیگر است. اوباما در حال تلاش برای فراهم کردن توجیه و استدلال برای برخی جهت‌گیری‌ها و اقداماتش است. اما باید پرسید، دکترین اوباما چیست؟ آمریکا معمولا اذعان دارد که مدافع ارزش‌های آزادی و دموکراسی است، ارزش‌هایی که امروز دیگر جهانشمول است. در کانون منافع آمریکا، تامین انرژی ارزان و شکست گروه‌های تروریستی ضدآمریکایی است. اوباما در فحوای نطق خود با اقتدار از الزام به حفظ این نظم سخن گفت و به‌نوعی اقدام نظامی را در ایران و سوریه توجیه کرد؛ اما حتی در این مناطق نیز او مشتاق به حفظ گزینه موردعلاقه خود یعنی گزینه دیپلماتیک است. ممکن است محافظه‌کاران و اسراییلی‌ها نسبت به این اظهارات امیدوار و البته سردرگم باشند. از سوی دیگر، شاید مفهوم امپراتوری آمریکا برای تبلیغات بسیار کارساز باشد، اما خارج از خواست افکارعمومی یا سیاست‌های کنونی آمریکاست. اما واقعیت این است که آمریکا بیش از شش پایگاه در سراسر جهان و بیش از هر کشور دیگری بودجه نظامی دارد. اما نباید فراموش کرد که آمریکا همچنان به‌دنبال ماجراجویی‌های خارجی است و از پنتاگون برای پیگیری اهداف سیاسی صلیبی استفاده می‌کند.
در گفت‌وگو با تهران، اشتیاق خود را کنترل کنید. نطق روحانی در سازمان ملل راه را برای یک موافقتنامه هسته‌ای هموار کرده است. برای آمریکایی‌ها رسیدن به هر نوع موافقتنامه هسته‌ای موفقیت بزرگی خواهد بود. اگر ایران تبدیل به قدرت هسته‌ای شود، منطقه را ناامن می‌کند و تهدیدی برای اسراییل خواهد بود و این یعنی شروع جنگ و ناامنی که اوباما هیچ علاقه‌ای به آن ندارد. برعکس، روابط بهتر با یک ایران نرمال‌تر، به آمریکا در حل مشکلات متعدد مثل فلسطین و سوریه یاری خواهد رساند و زهر روابط تفرقه‌آمیز شیعی – سنی را هم کم خواهد کرد؛ حتی ممکن است وابستگی آمریکا به عربستان را هم کم کند. روحانی توانست مخاطبانش را تحت‌تاثیر قرار دهد. اما نباید فراموش کرد که روحانی در برقراری این روابط تنها بازیگر نیست. انزجار از آمریکا به کودتای آمریکایی-انگلیسی 1953 علیه اولین رهبر انتخابی ایران برمی‌گردد. اگر ایرانی‌ها در این توافق جدی باشند، آمریکا حق دارد که برای پیش بردن مذاکرات در بالاترین سطوح وارد شود. مساله اصلی برای رسیدن به چنین توافقی همان مساله تحریم‌هاست. اینکه تحریم‌ها کی و چگونه لغو می‌شوند. رفع تحریم‌ها از سوی اروپایی‌ها با موانع قانونی کمتری روبه‌روست. با این حال غرب باید اهرم فشار خود را حفظ کند، خصوصا اینکه بعد از بحران سوریه احتمال توسل‌به‌زور به‌شدت کاهش پیدا کرده است. یکی از دلایلی که باید موضع سخت در برابر ایران را حفظ کرد، سیاست‌های داخلی ایران است؛ اینکه بخش مهمی از سیاسیون ایرانی از مذاکره حمایت می‌کنند. اتفاقا بخش مهمی از دولت در سال‌های اخیر از تحریم‌ها آسیب دیده‌اند. آنها قطعا در مقابل برداشته شدن تحریم‌ها کمتر مخالفت می‌کنند. اگر ایران خواهان رسیدن به چنین توافقی باشد، باید گفت ایران به‌عنوان یک عضو تمام‌عیار جامعه بین‌المللی مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
اوباما درگیر مهم‌ترین حرکت دیپلماسی دولت خود در مقابل ایران است. «ولی‌نصر» از مشاوران سابق اوباما معتقد است که آمریکا در مقابل خاورمیانه بی‌توجه و حتی در مواقعی نسبت به گشایش‌های ایران بر سر پرونده هسته‌ای سهل‌انگار بوده است. با این حال به نظر می‌رسد آمریکا و ایران فعلا به توافقی نخواهند رسید. در این میان موضع‌گیری‌های روحانی نسبت به یهودیان بیشتر مخاطب آمریکایی دارد تا یهودی. اتفاقا این موضع‌گیری کارگر افتاد. اوباما عملا به بنیان اقتصادی ایران با تحریم‌های تصویبی آسیب رسانده است. بسیاری از آمریکایی‌ها و دشمنان منطقه‌ای ایران نسبت به اراده اوباما برای توسل‌به‌زور در مقابل ایران تردید دارند. اوباما در سوریه برخلاف تاکید اولیه‌اش مبنی بر تنبیه کردن رژیم اسد به‌واسطه کاربرد سلاح شیمیایی، عملا در موضع مردد و نوسانی قرار گرفت. اما اگر چرخ‌دنده روابط با ایران به‌کار بیفتد، اوضاع تدریجا تغییر می‌کند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 13:33  توسط گویا نیوز  | 


رئیس مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر اینکه نمی‌توانیم به دولت آمریکا اعتماد کنیم، گفت: باید حواسمان جمع باشد و مذاکره کنیم اما هیچ‌گاه نباید فریب بخوریم.

آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به مطرح شدن نرمش قهرمانانه از سوی رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای سپاه تاکید کرد: هر آنچه رهبر معظم انقلاب در این زمینه گفته‌اند درست است.

آیت‌الله مهدوی‌کنی در پاسخ به این سوال که وقتی اوباما تاکید دارد هنوز گزینه نظامی علیه ایران روی میز است می‌توان به دولت آمریکا اعتماد کرد یا خیر، تصریح کرد: خیر نمی‌توانیم اعتماد کنیم، البته باید حواسمان جمع باشد، باید مذاکره  کنیم اما هیچ‌گاه نباید فریب بخوریم.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در خصوص گفت‌و‌گوی تلفنی اوباما با رئیس‌جمهور کشورمان گفت: خود آقای روحانی در این باره توضیح دادند و من درباره این موضوع نظری ندارم.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 10:25  توسط گویا نیوز  | 

سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که صبح پنجشنبه جهت دیدار و گفت‌وگو با مراجع عظام تقلید شیعیان و علما راهی شهر مقدس قم شد، در بدو ورود به شهر قم در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) حضور یافت و پس از زیارت به دیدار با علما و مراجع تقلید رفت.

سرپرست وزارت علوم قرار است در این سفر با حضرات آیات وحید خراسانی، صافی گلپایگانی، صانعی، شبیری زنجانی، جوادی آملی، موسوی اردبیلی، مقتدایی، نوری همدانی و علوی گرگانی دیدار کرد.

در ادامه عکس های محسن قائمی عکاس ایسنا از دیدار توفیقی و آیت الله صانعی را می‌بینیم:





+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 20:40  توسط گویا نیوز  | 

خاطراتم را قبل از انتشار به سه جا می‌دهیم؛ یکی به وزارت ارشاد می‌دهیم. یکی هم به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) می‌دهیم تا اشاراتی یا بیاناتی که از امام آمده با مستندات تطبیق داده شود. یک نسخه را هم قبل از چاپ به رهبری می‌دهم. هدفم این است که به دلیل آنکه ایشان در همه کارها با من شریک بودند تا اگر در موردی اشتباه کردم یا توضیحات اضافی لازم است به من بگویند


hashemirafsanjani.ir   - آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخشی از کتاب صراحت نامه به دو سوال متفاوت درباره "نحوه انتشار خاطرات خود" و "نظر امام" درباره شعار مرگ بر امریکا پاسخ داد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، در این بخش از کتاب صراحت نامه آمده است:

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این پرسش آیا کتاب شما ممیزی می‌شود؟ پاسخ می‌دهد: «به سه جا می‌دهیم؛ یکی به وزارت ارشاد می‌دهیم. البته آنها باید بگویند موافقیم یا مخالف که می‌گویند موافقیم و چیز دیگری نمی‌گویند و دخالت نمی‌کنند. یکی هم به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) می‌دهیم تا اشاراتی یا بیاناتی که از امام آمده با مستندات تطبیق داده شود. یک نسخه را هم قبل از چاپ به رهبری می‌دهم. هدفم این است که به دلیل آنکه ایشان در همه کارها با من شریک بودند تا اگر در موردی اشتباه کردم یا توضیحات اضافی لازم است به من بگویند.»

آیت الله هاشمی رفسنجانی همچنین با یادآوری حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و اینکه امام با حذف این شعار موافق بودند و واکنش‌های تند بعدی و جوسازی‌های بعمل آمده در این خصوص تاکید می‌کند: «تمام مطلب همان بود که نوشته بودم. الان هم دقیقاً یادم نیست که چه نوشتم. به هرحال موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم. مثلاً در اجتماعات ما «مرگ بر بنی صدر» شعار داغ مردم بود که در نماز جمعه خواهش کردم که نگویند. «مرگ بر بازرگان» بود که خواهش کردم نگویند. «مرگ بر شوروی» بود که گفتم الان با شوروی مشکل آنچنانی نداریم. درباره آمریکا هم گفته بودم. من ذاتاً با حرف‌های تند و فحاشی‌ها مخالفم و آن‏ها را مفید نمی‌دانم.»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به اینکه چرا شعار مرگ بر این و آن را نمی‌پسندید، گفت: مرا یک اصل قرآنی به این روحیه رسانده است. قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بت‌ها فحش می‌‌دادند – بت که مهم نیست - می‌‌گوید: «حق ندارید به بت‌های آنها فحش بدهید؛ و لا تسّب الذین یدعون من دون الله» می‌‌فرماید: «بت‌ها را سب نکنید، چون آنها هم متقابلاً به خدا بد می‌‌گویند و باعث گمراهی بیشتر آنها می‌‌شوید.

آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه اصولاً جامعه ما به خاطر سنتی بودنش و گرفتار خشک‌مقدس‌ها و متعصبین بودنش همیشه چند گام از دانش و علم عقب بوده است. البته اسلام برعکس است. اسلام در یک دنیای جاهلی صرف آمد و موتور توسعه و علم و دانش شد که حتی بعداً اروپا و مناطق دیگر را احیاء کرد ولی ما درست برعکس شدیم، گفت :عمده مشکلات کشورها و جوامع بشری در جهل است و رفع جهل توسط ارباب رسانه‌ها و خود رسانه‌ها صورت می‌گیرد. مدیریت هم باید واقعاً این وظیفه را در صدر وظایف خود بداند؛ کر و کور خواستن مردم ظلم بسیار بزرگی است.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 15:23  توسط گویا نیوز  | 

فرارو- فائزه هاشمی شامگاه پنج‌شنبه در مجمع زنان اصلاح‌طلبان مشهد مقدس که در محل دفتر این مجمع برگزار شد، اظهار کرد: از یک مسئله اظهار تاسف دارم که زنان حزب کارگزاران در مشهد مقدس فعال نیستند.

وی افزود: در مورد انتخابات 92 علی‌رغم تفکری که داشتم، با حمایت اصلاح‌طلبان و اصولگرایان روحانی به پیروزی رسید و خوشبختانه در حال حاضر شرایط مساعدی حاکم است و هر روز خبر خوشی را می‌شنویم. تصاویر ایسنا از سخنرانی فائزه هاشمی در مشهد مقدس را می‌بینیم: 







+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 15:11  توسط گویا نیوز  | 

تصویر زیر، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان را در حال سخنرانی در لباس سپاه نشان می‌دهد. این عکس را پایگاه خبری تحلیلی خرداد منتشر کرده است.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 15:7  توسط گویا نیوز  | 



فرارو- یک کارشناس مسائل اقتصادی گفت: «رویکردی که آقای احمدی نژاد برای عادی سازی روابط با آمریکا در پیش گرفته بود یک حرکت سازمان یافته بود که سودهای کلانی برای برخی افراد خاص در بر داشت؛ اما رویکرد آقای روحانی برای عادی سازی روابط با آمریکا به نفع ملت ایران تمام خواهد شد.»


برخی از کارشناسان معتقدند بسیاری از کسانی که امروز به ارتباط تلفنی روحانی و اوباما اعتراض می کنند در طول هشت سال اخیر در برابر اقدامات غیرمتعارف احمدی نژاد سکوت کرده و یا حتی به تمجید از دیپلماسی وی پرداختند. 

احمدی نژاد در حالی به رئیس جمهور آمریکا نامه نوشت که هیچ پاسخی دریافت نکرد و در سفر آخر خود به نیویورک نیز بارها و به بیان های مختلف خواستار دیدار و گفتگوی مستقیم با مقامات آمریکایی شد که البته بازهم هیچ پاسخی دریافت نکرد. 

احمدی نژاد به شیوه های مختلف سعی کرد باب رابطه با آمریکا را باز کند و در این میان با هیچ انتقادی از سوی منتقدین امروز آقای روحانی مواجه نشد. علت تفاوت رویکرد منتقدین امروز آقای روحانی در برخورد با آقای احمدی نژاد چیست؟

رانت، علت تفاوت است
سعید لیلاز کارشناس مسائل اقتصادی در گفتگو با فرارو گفت: «آقای روحانی نه تنها مجوز اقداماتی که در نیویورک انجام دادند را کسب کره بودند، بلکه اختیارات بیشتری برای کارهای دیگر نیز داشتند.»

وی ادامه داد: «به نظر من در این سفر کوچک ترین اقدامی که برای نظام هزینه داشته باشد اتفاق نیفتاده است و ما به بهترین شکل ممکن تابوی روابط ایران  وآمریکا را شکستیم.»

وی خاطرنشان کرد: «البته من معتقدم مسائل ما با آمریکا به زودی حل و فصل نخواهد شد اما بهترین راه ممکن این است که ما در صحنه بین المللی هم حرف حسابی بزنیم و هم حسابی حرف بزنیم و این دقیقا خلاف آنچه است که آقای احمدی نژاد انجام می داد. ضمن اینکه من معتقدم رقابت ژئوپولیتیک ایران و آمریکا هرگز تمام نخواهد شد و این ربطی به نظام جمهوری اسلامی ندارد بلکه مربوط به جغرافیای ایران است.»

لیلاز اظهار کرد: «علت مخالفت های امروز با آقای روحانی کاملا روشن است. در سال های گذشته از ایجاد غبار در صحنه روابط داخلی و خارجی میلیاردها دلار غارت سازمان یافته صورت گرفته و رانت های عجیب و غریب و باورنکردنی خورده شده که هرگونه احیاء و یا منطقی شدن روابط ایران با هر کشوری در دنیا و حتی در صحنه داخلی به زیان گروههایی خواهد بود که از این رانت ها بهره می بردند.»

وی تصریح کرد: «لذا بنده انتظار بحران ها، کارشکنی ها و مخالفت های خیلی بیشتری دارم؛ هرچند معنای حرف من این نیست که هرکس با رویکرد دولت آقای روحانی مخالفت می کند از چنین رانت هایی بهره مند بوده است.»

این کارشناس مسائل اقتصادی گفت: «آقای احمدی نژاد در صحنه داخلی و خارجی غباری ایجاد کرده بود که آن غبار باعث شد تمام اعتبار 4 هزار ساله دولت و کشور ایران به گروهی دلال منتقل شود. بنابراین بدیهی است که اکنون این افراد به دلیل بسته شدن چنین دکانی ناراحت شوند.» 

لیلاز گفت: «رویکردی که آقای احمدی نژاد برای عادی سازی روابط با آمریکا در پیش گرفته بود یک حرکت سازمان یافته بود که سودهای کلانی برای برخی افراد خاص در بر داشت؛ اما رویکرد آقای روحانی برای عادی سازی روابط با آمریکا به نفع ملت ایران تمام خواهد شد.»

وی ادامه داد: «آقای احمدی نژاد خود می دانست که با طرح آن شعارها و رفتارها رابطه ایران و آمریکا هرگز بهبود پیدا نمی کند. ایشان در صحنه داخلی نیز همان رفتار را در پیش گرفته بود و با غباری که ایجاد شده بود مقادیر بسیار زیادی رانت خورده شد.»

وی افزود: «در صحنه بین المللی نیز غباری ایجاد کردند که باعث شد ایران با تحریم روبرو شود؛ تحریمی که به لحاظ موفقیت آمیز بودن در تاریخ روابط بین الملل سابقه ندارد.»

این کارشناس مسائل اقتصادی خاطرنشان کرد: «در این شرایط به اعطای رانت ها و امتیازات برای برخی افراد و گروههای خاص تن داده شد که در شرایط امروز این رانت ها وجود ندارد.»

لیلاز گفت: «من معتقدم این وضعیت درباره روسیه و چین نیز اتفاق خواهد افتاد و اگر ما به سرعت روابط خود را با عربستان و ترکیه احیاء نکنیم و به آنها توضیح ندهیم که عادی سازی روابط ایران و آمریکا به ضرر آنها نخواهد بود ممکن است آنها هم در این زمینه کارشکنی هایی را شروع کنند.»

وی در پایان تاکید کرد: «بنابراین من معتقدم اکنون هم در صحنه داخلی و هم در صحنه بین المللی در ابتدای کار هستیم و مشکلات و بحران های بسیار زیادی به خاطر کاری که آقای دکتر روحانی انجام دادند در پیش است؛ چراکه منافع بسیار بسیار بزرگی برای گروههایی در داخل و خارج از بین رفته است.»

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 15:5  توسط گویا نیوز  | 

فرارو- یک کارشناس مسائل آمریکا گفت: «دولت ایران اگر مایل است یک لابی قوی در آمریکا ایجاد شود باید به طور کامل از فعالیت های آنها حمایت کند. یعنی اینطور نباشد که اگر یک ایرانی در آمریکا صحبتی کرد بلافاصله در رسانه های دولتی ایران به مرعوب شدن و خائن بودن متهم شود.»

حسن روحانی روز چهارشنبه در حاشیه جلسه هیات دولت در گفتگو با خبرنگاران گفت: اسرائیل لابی قوی در آمریکا دارد و با استفاده از این لابی فشار می‌آورد و ما باید جای خالی لابی قوی ایران را در آنجا پر کنیم و کاری کنیم که برخی تلاش کنند که افکار و نظرات ایران را بیان کنند و به گوش افکار عمومی آنجا برسانند، البته در این راستا ایرانی‌های مقیم آمریکا می‌توانند نقش بسیار مهمی داشته باشند و اولین قدم را بردارند؛ چرا که همه ایرانی‌ها صدا و سیمای ما در ایران هستند و می‌توانند واقعیت ایران را منعکس کنند.

آیا امکان ایجاد لابی طرفدار ایران در آمریکا وجود دارد؟ 

امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل آمریکا در گفتگو با فرارو گفت: «به نظر من اولین قدم برای ایجاد لابی ایرانی در آمریکا این است که نظام جمهوری اسلامی با ایرانی های مقیم آمریکا یا آمریکایی های ایرانی تبار آشتی کند.»

وی ادامه داد: «متاسفانه بنا به دلایلی نوعی دلخوری و بی توجهی متقابل میان نظام جمهوری اسلامی و ایرانی های مقیم آمریکا وجود دارد.»

این کارشناس مسائل آمریکا اظهار کرد: «تعدادی از ایرانی هایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به آمریکا مهاجرت کردند از طرفداران نظام سابق و مخالف جمهوری اسلامی بودند و لذا از آنها انتظاری نیست که در راستای اهداف و منافع ایران اسلامی گام بردارند.»

وی ادامه داد: «اما تعداد زیادی از ایرانی ها برای آموزش و تحصیل و برای زندگی بهتر به آمریکا مهاجرت کردند و انگیزه های شخصی هم برای خصومت با نظام جمهوری اسلامی ندارند. اما متاسفانه در سال های گذشته و بنا به دلایلی نظام جمهوری اسلامی نگاه بدبینانه ای نسبت به این افراد داشته و اکثر آنها را به عنوان افرادی غرب گرا، غیراسلامی و کسانی که تعهدی به نظام ندارند طبقه بندی کرده و از ظرفیت آنها استفاده نکرده است.»

وی افزود: «البته تلاش هایی در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی برای تغییر این رویکرد برداشته شد که کافی نبود. اما اکنون بیان ضرورت استفاده از لابی ایرانی در آمریکا توسط رئیس جمهور می تواند این نگاه را تغییر دهد و بعد از این هر ایرانی که در خارج از کشور زندگی می کند را به عنوان فردی مغرض و بی تفاوت معرفی نکرد.»

ابوالفتح گفت: «بعد از برداشتن این گام، امکان بسیج نیروها برای ایجاد لابی ایرانی در آمریکا وجود دارد. ما پیش از این و به کرات دیدیم حتی کسانی که اصل نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند، وقتی موضوعاتی مانند احتمال حمله نظامی به ایران یا بحث جزایر سه گانه و مسائل مربوط به تمامیت ارضی ایران مطرح می شود در داخل آمریکا فعال می شوند.»

وی ادامه داد: «آنها بدون آنکه هیچگونه پشتیبانی از داخل ایران داشته باشند اقدام به برگزاری میتینگ و جمع آوری امضاء و طومار علیه این مسائل می کند؛ چرا که از نظرآنها منافع ملی بر منافع نظام ارجحیت دارد. لذا این ظرفیت و پتانسیل برای ایجاد لابی در آمریکا وجود دارد.»

وی افزود: «تسهیل در سفر میان ایران و آمریکا که بخشی از آن می تواند در قالب ایجاد خط پرواز مستقیم صورت بگیرد و بخشی دیگر در دعوت از ایرانی های مقیم آمریکا برای سفر به ایران و گفتگو با آنها، می تواند کمک کند گروههایی که به آمریکا مهاجرت کردند و از اقشار تحصیل کرده و ثروتمند جامعه آمریکا محسوب می شوند به ایجاد لابی ایرانی در این کشور اقدام کنند.»

ابوالفتح با اشاره به جمعیت ایرانی های مقیم آمریکا گفت: «برای تشکیل یک لابی قدرتمند در آمریکا کمیت مهم نیست؛ بلکه کیفیت مهم است.»

وی ادامه داد: «اکنون موثرترین لابی در عرصه سیاست خارجی آمریکا لابی یهودی هاست که حدود 2 درصد جمعیت آمریکا را تشکیل می دهند که در مقایسه با چینی ها، ایرلندی ها و اسپانیایی تبارها رقم چندانی نیست؛ اما فعالیت لابی گری، تاثیر بر رسانه های آمریکا و در اختیار داشتن منابع مالی توسط آنها بسیار بیشتر است.»

وی تصریح کرد: «مسلما به لحاظ کیفیت، ایرانی های مقیم آمریکا در اندازه یهودی ها نیستند چراکه فعالیت لابی گری یهودی ها قدمت 150 ساله دارد.»

این کارشناس مسائل آمریکا اظهار کرد: «این موضوع مهم را باید در نظر داشت که فعالیت لابی اسرائیل یا لابی چینی ها و ایرلندی ها به شرطی موثر است که از سوی دولت متبوع خود مورد حمایت قرار بگیرند. یعنی مثلا اگر حمایت دولت اسرائیل از لابی یهودی ها در داخل آمریکا وجود نداشت این لابی به این شکل قدرت نمی گرفت.»

وی ادامه داد: «لذا دولت ایران اگر مایل است یک لابی قوی در آمریکا ایجاد شود باید به طور کامل از فعالیت های آنها حمایت کند. یعنی اینطور نباشد که اگر یک ایرانی در آمریکا صحبتی کرد بلافاصله در رسانه های دولتی ایران به مرعوب شدن و خائن بودن متهم شود.»

ابوالفتح در پاسخ به این سوال که آیا برای موفقیت لابی ایرانی در آمریکا داشتن رسانه های قوی ضرورت ندارد؟، گفت: «هنوز ظرفیت هایی وجود دارد که ایران و لابی طرفدار ایران در آمریکا از آن استفاده کنند.»

وی ادامه داد: «به طور مثال تاکنون سابقه نداشته رئیس جمهور ایران در روزنامه ای آمریکایی مقاله بنویسد. یعنی نیازی نیست که لابی ایرانی از خود روزنامه مستقل داشته باشد و می توان از همین روزنامه های موجود استفاده کرد؛ چون راه اندازی یک روزنامه به بودجه زیادی نیاز دارد.»

وی افزود: «می توان مقالات متعدد منتشر کرد و در میزگردهای مختلف شرکت نمود. زمینه برای دعوت از حامیان نظام جمهوری اسلامی در آمریکا نیز وجود دارد.»

ابوالفتح در پایان خاطرنشان کرد: «البته باید در نظر داشت که فعالیت مخالفین ایران در آمریکا بسیار قوی تر است و نمی توان انتظار داشت یک شبه فضای موجود تغییر کند.»

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 15:3  توسط گویا نیوز  | 

فرارو- یک استاد دانشگاه گفت: «به نظر من آنچه اکنون موجب تقابل ایران و آمریکا شده بیش از مسائل فرهنگی و ایدئولوژیک، بحث تفاوت ساختاری است. یعنی کشوری که در معرض اتهاماتی همچون نقض حقوق بشر قرار می گیرد، وجه اختلاف فرهنگی میان آنها تبدیل به وجه اختلاف ساختاری می شود.»


دکتر داوود هرمیداس باوند استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با فرارو گفت: «رابطه ایران با آمریکا در مقطعی بسیار رمانتیک بود. در نیمه دوم قرن 19 آمریکا با اعزام مسیونرهای مذهبی و ایجاد کالج و بیمارستان آمریکایی در ایران آثار مثبتی به جا گذاشت.»

وی ادامه داد: «ایرانی ها بارها سعی کردند از آمریکا به عنوان قدرت سوم جهت کاهش سلطه و نفوذ انگلیس و روسیه در ایران استفاده کنند.»

وی افزود: «آمریکایی ها با عهدنامه 1919 شدیدا مخالفت کردند و یکی از دلایل عدم پذیرش این عهدنامه مخالفت آمریکایی ها بود. همچنین آمریکا در رابطه با مسئله آذربایجان در شورای امنیت از موضع ایران حمایت کرد.»

این استاد دانشگاه اظهار کرد: «اما آمریکا درباره ملی شدن صنعت نفت سه نگرش متفاوت داشت. در مرحله اول از اصل ملی شدن نفت ایران حمایت کرد. در مرحله دوم نقش میانجیگری میان ایران و انگلیس را بر عهده گرفت که در نتیجه این میانجیگری انگلیسی ها اصل ملی شدن نفت ایران را پذیرفتند.»

وی ادامه داد: «اما در مرحله سوم انگلیس قول مشارکت آمریکا در منابع نفتی را می دهد که در نتیجه آمریکا با انگلیس هم داستان می شود و چون نمی توانند با دولت دکتر مصدق کنار بیایند اقدام به کودتا علیه دولت دکتر مصدق می کنند.»

وی تصریح کرد: «لذا کودتای 28 مرداد یک نقطه عطف در روابط ایران و آمریکا بوجود آورد؛ اگرچه مناسبات دو کشور بعد از این اتفاق قطع نشد.»

این کارشناس مسائل بین الملل گفت: «پس از پیروزی انقلاب نیز شاهد بحران گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا بودیم که پیامدهای آن بروز جنگ هشت ساله و بلوکه شدن دارایی های ایران  بود که البته بیانیه الجزایر بخشی از آن مشکلات را رفع کرد.»

وی تصریح کرد: «لذا بحران گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا و پیامدهای بعد از آن نیز نقطه عطفی دیگر در روابط میان ایران و آمریکا بوجود آورد.»

باوند گفت: «به نظر من پس از پیروزی انقلاب مسائل ارزشی و ایدئولوژیک بیشترین نقش را در تیرگی روابط میان دو کشور ایفا کرد؛ اگرچه مسائل تاریخی پیش گفته شده نیز بر این تیرگی دامن می زد.»

وی ادامه داد: «یک جریان انقلابی و ایدئولوژیک نسبت به نظم جهانی نگرش تجدیدنظرطلبانه دارد چراکه معتقد است نظم و نسق حاکم بر جهان ساخته و پرداخته منافع قدرت های سلطه گر و امپریالیستی است و لذا در طلب تغییر وضع موجود و برقراری عدالت در دنیا است.»

وی افزود: «اما این نگرش تنها در آغاز وجود دارد چون منطق بین المللی نیز تاثیر گریزناپذیر خود را خواهد داشت و لذا نظام های انقلابی نیز بعد از مدتی مجبور می شوند در پرتو منطق برتر نظام بین الملل تغییراتی تاکتیکی در رویکرد خود ایجاد کنند.»

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «البته منافع و مصالح برخی در این است که ارزش های انقلابی و وجود بحران و موجودیت دشمن استمرار داشته باشد.»

باوند در پاسخ به این سوال که چرا دشمنی ایران با کشورهایی مانند روسیه و انگلیس تداوم پیدا نکرد، اما دشمنی با آمریکا تا امروز ادامه یافته است؟، گفت: «چون آمریکا یک قدرت هژمون است و منافع آن در ابعاد جهانی است. اما انگلیس تنها در مقطعی (قرن 19) یک قدرت هژمون بود و روسیه هیچگاه قدرت هژمون نبود و تنها یک قدرت بزرگ بود.»

وی افزود: «لذا آمریکا در همه نقاط جهان حضور دارد و بسیاری از رویدادها را به عنوان منافع حیاتی خود تلقی می کند و ایران هم که از قرن 19 چهارراه تعاملات بین المللی است.»

باوند در پاسخ به این سوال که مسائل فرهنگی و روانشناختی تا چه میزان در دشمنی میان دو کشور نقش دارد؟، گفت: «از مسائل فرهنگی می توان به عنوان جنبه روانی یاد کرد که در تعاملات و روابط میان دو کشور بسیار قوی است.»

وی با بیان اینکه مسائل فرهنگی بیشتر پیرامون ارزش های دمکراتیک و مقتضیات روز مطرح می شود گفت: «من حدود 17 سال در آمریکا زندگی کردم و فکر نمی کنم مردم آمریکا نگاهی خصمانه نسبت به ایران داشته باشند.»

وی افزود: «نظرسنجی هایی که حاکی از دیدگاه تهدیدمحور مردم آمریکا نسبت به ایران دارد نمی تواند ملاک قرار بگیرد. این نظرسنجی ها با توجه به شرایط روز و لابی اسرائیل متفاوت است و سعی می کنند ایران را یک تهدید معرفی تا بتوانند از این مسئله بهره برداری کنند.»

باوند اظهار کرد: «به نظر من آنچه اکنون موجب تقابل ایران و آمریکا شده بیش از مسائل فرهنگی و ایدئولوژیک، بحث تفاوت ساختاری است. یعنی کشوری که در معرض اتهاماتی همچون نقض حقوق بشر قرار می گیرد، وجه اختلاف فرهنگی میان آنها تبدیل به وجه اختلاف ساختاری می شود.»

وی ادامه داد: «اگر ساختارهای دو کشور به هم نزدیک باشد دلیلی برای تعارض  وجود نخواهد داشت. البته این موضوع می تواند برای کشورها گزینشی باشد. یعنی برای آمریکا اگرچه ساختار عربستان قرون وسطایی و قبیله ای است اما به دلیل منافعی که در این کشور دارد گزینشی برخورد کرده و سعی می کند خیلی درباره آن تبلیغات و هیاهو نکند.»

باوند تاکید کرد: «در دنیای امروز اختلاف ساختاری از اهمیت بیشتری برخوردار است که ترجمان اختلاف ساختاری در منش، روش و برخوردها در داخل کشور می شود.»

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 15:2  توسط گویا نیوز  | 


فرارو- زمانی مهدی بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت در گفتگو با اوریانا فالاچی و در پاسخ به سوال وی که پرسیده بود: چرا شما فقط از آمریکا متنفر هستید و چرا مثلا نسبت به شوروی ابراز تنفر نمی کنید؟، گفته بود: "به خاطر اینکه ما از آمریکایی ها خیلی بیشتر دلخوری داریم و آمریکایی ها خیلی بیشتر از شوروی ها از شاه حمایت کردند."

اکنون و 34 سال پس از آن مصاحبه نه بازرگان در میان ما وجود دارد، نه شاه و نه فالاچی؛ اما تداوم دشمنی ایران و آمریکا همچنان آن سوال فالاچی را زنده نگاه داشته است.

دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت بازرگان و جانشین وی در نهضت آزادی در گفتگو با فرارو ضمن تشریح ریشه های دشمنی ایران و آمریکا به روابط دو کشور در زمان حال و چگونگی بهبود روابط می پردازد. وی معتقد است اصرار اوباما برای دیدار با روحانی در نیویورک به دلیل درماندگی آمریکا در بحران های منطقه ای و نیاز آمریکا به ایران است. گفتگوی فرارو با دبیرکل نهضت آزادی را بخوانید.
جناب دکتر یزدی! درباره ریشه اصلی دشمنی ایران و آمریکا نظرات مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند مسائل تاریخی میان دو کشور علت اصلی این دشمنی است و برخی مسائل سیاسی و ایدئولوژیک و برخی دیگر رقابت های ژئوپولیتیک در منطقه خاورمیانه را علت اصلی دشمنی دو کشور می دانند. در این میان برخی کارشناسان نیز به علل فرهنگی و روانشناختی اشاره می کنند. به نظر جنابعالی ریشه اصلی دشمنی دو کشور ایران و آمریکا چیست؟
در این باره چند علت را می توان بیان کرد. اول اینکه ایران به دلیل قرار گرفتن در محل تقاطع سه قاره در طول تاریخ مرتب مورد تهاجم قبایل و نیروهای خارجی قرار گرفته است. این موضوع باعث شده در فرهنگ ملی ایرانیان یک احساس شدید ضد سلطه اجنبی شکل بگیرد. آموزه های دینی ما همچون اینکه غیرمسلمان نباید بر مسلمان تسلط پیدا کند نیز این احساس را تشدید کرده است. لذا در فرهنگ ایرانی – اسلامی ما چنین احساسی نسبت به سلطه خارجی وجود دارد. 

علت دوم، وقوع دو حادثه بزرگ در ایران و در طول 60 سال گذشته است که بر روابط ایران و آمریکا تاثیرات بسیار عمیق گذاشته است. این تاثیرات از روابط دو دولت فراتر رفته و به روابط دو ملت تسری پیدا کرده است. 

حادثه اول کودتای 28 مرداد سال 1332 است. کودتای 28 مرداد به تعبیر من باعث شد فرایند دموکراسی در ایران در مرحله جنینی خفه شود. چون برای اولین بار در ایران دولتی کمابیش ملی روی کار آمده بود که با کودتای آمریکا و انگلیس سرنگون شد. بعد از آن آمریکا به مدت 25 سال و بدون هیچ قید و شرطی از شاه حمایت کرد و به تعبیر دیگر ملت ما معتقد است آمریکا در تمام جنایات شاه شریک است. 

اینجا باید نکته ای را عرض کنم. ایرانیان از قرن 19 که آغاز روابط ایران و آمریکا است تا زمان وقوع کودتای 28 مرداد نسبت به آمریکا نظر مثبتی داشتند. اما کودتای 28 مرداد این نظر مثبت را تغییر داد. 

به هر حال پس از پیروزی انقلاب حادثه بزرگ دوم اتفاق افتاد که همانا گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا بود. تاثیر این اتفاق تنها بر روابط میان دو دولت نبود؛ بلکه ملت آمریکا نیز از این رویداد متاثر و به آن معترض شد. لذا در هر نقشه راهی برای بهبود روابط ایران و آمریکا باید به این دو حادثه توجه کرد. چنانکه وقتی آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهوری که بیشترین درصد آرا را در انتخابات ریاست جمهوری ایران داشته در مصاحبه ای با CNN صریحا از پیامد گروگانگیری اظهار تاسف کرد، این اقدام در افکار عمومی آمریکا تاثیر مثبت گذاشت. 

از آن طرف آمریکا نیز پس صحبتی که بنده با آقای کُردزمن مشاور امنیت ملی در دولت کارتر داشتم توسط خانم آلبرایت درباره ایفای نقش در کودتای 28 مرداد اظهار تاسف کرد. 

اما علت سوم در ایجاد دشمنی میان ایران و آمریکا مربوط به بعد از انقلاب است. آمریکایی ها اشتباه بزرگی مرتکب شدند که شاه را به کشور خود راه دادند. بانی اصلی این اقدام کیسینجر، نیکسون و راکفلر بود که این اقدام را به کارتر تحمیل کردند. علت آن این بود که آقای راکفلر رئیس "چیس منهتن بانک" در زمان شاه واسطه شده بود تا جمعی از بانکداران آمریکا مبلغ 4 میلیارد دلار به ایران وام دهند. البته این 4 میلیارد دلار به دولت شاه داده نشده بود، بلکه به تعدادی از ایادی و عناصر دربار شاه داده شده بود.

بعد از پیروزی انقلاب در اسفند 57 راکفلر گروهی از حقوقدانان آمریکایی را دعوت می کند که ببیند چطور می توان این پول را بازستاند. در آن جمع یک حقوقدان ایرانی عنوان می کند طبق قانون اساسی ایران (در همان دوره) وام های خارجی باید به تصویب مجلس برسد، در حالی که این وام اگرچه توسط بانک مرکزی ایران تایید شده اما به تصویب مجلس نرسیده و لذا شما نمی توانید این پول را پس بگیرید.
 
لذا این سه نفر (راکفلر، کیسینجر و نیکسون) به کارتر فشار می آورند که شاه را بپذیرد. چون آنها می دانستند و گزارشات رسمی داشتند که در صورت این اتفاق دوباره سفارت اشغال خواهد شد. یعنی آنها با علم به این موضوع که با ورود شاه به آمریکا احتمال گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا وجود دارد این کار را کردند تا در واکنش، اموال ایران در آمریکا بلوکه شود و راکفلر 4 میلیارد خود را از این طریق بازستاند. 

به هر حال بقایا و رسوبات روابط گذشته همچنان دو طرف را درگیر نگاه داسته است. روابط کنونی یک روابط سالم نیست، اما این صحبت ها به این معنا هم نیست که ما و آمریکا باید تا ابد روابط خصمانه ای داشته باشیم. ما می توانیم ضمن اینکه به آمریکایی ها بگوییم این اشتباهات را در قبال مردم ایران مرتکب شدند راه را برای بهبود روابط باز کنیم. اکنون مردم ایران با بهبود روابط با آمریکا موافق هستند. 

به نظر جنابعالی چرا علی رغم آنکه در طول تاریخ ایران از سوی کشورهای دیگری مانند روسیه و انگلیس نیز مورد آسیب واقع شده اما تنها دشمنی ایران و آمریکا تا امروز ادامه پیدا کرده است؟ 
چون انقلاب ایران در اوج جنگ سرد اتفاق افتاد و جنگ سرد رقابتی میان آمریکا و شوروی بود. در آن زمان آن اندازه که آمریکا مطرح بود انگلیس مطرح نبود. از سوی دیگر انقلاب ایران همزمان با اشغال افغانستان توسط شوروی رخ داد که باعث تاثیر بیشتر چپ در ایران شد. در آن برهه زمانی نیروهای چپ در ایران نقش کلیدی داشتند. اگر به نوشته های کیانوری در آن زمان مراجعه کنید خواهید دید پس از اشغال سفارت که شعار مرگ بر آمریکا سر داده شد کیانوری عنوان می کند: "دوستان آهنگ این سرود را نگاه کنید، ما 50 سال منتظر چنین سرودی بودیم." لذا جریان چپ نیز در ایجاد فضای آمریکاستیزی نقش داشت. 

آقای دکتر! به گفته آقای ظریف در جریان سفر آقای روحانی به نیویورک چندین بار از سوی آمریکایی ها درخواست شد که ملاقاتی میان آقای روحانی و اوباما انجام شود که بالاخره آن تماس تلفنی صورت گرفت. به نظر جنابعالی علت درخواست های مکرر آمریکا برای دیدار با رئیس جمهور ایران چیست؟ برخی ها معتقدند درماندگی آمریکا در بحران های منطقه ای و نیاز آنها به ایران علت این موضوع است. آیا جنابعالی با این نظر موافقید؟
من با این نظر موافق هستم. تجربه ناموفق جنگ در افغانستان و نیز در عراق باعث شده نه تنها آمریکایی ها بلکه اروپایی ها نیز از وقوع درگیری جدید نظامی در منطقه نگران باشند. لذا در عین حال که دولت آمریکا به سوریه هشدار می دهد اما افکار عمومی این کشورها آماده پذیرش جنگی دیگر نیست. 

از سوی دیگر آمریکا می داند ایران در سوریه نفوذ دارد، همانطور که در افغانستان نفوذ داشت. اگر همکاری ایران با آمریکایی ها نبود طالبان در افغانستان سقوط نمی کرد و مخالفین طالبان بر سر صدارت کرزای به توافق نمی رسیدند. 

بحران سوریه می تواند تمام منطقه را به آشوب بکشاند. فراموش نکنیم در پشت صحنه، اسرائیل مایل است که این جنگ توسعه پیدا کند و غرب درگیر این جنگ شود. لذا آمریکا می داند که ایران در سوریه نفوذ دارد و می تواند به حل این بحران کمک کند.

به نظر جنابعالی بحران سوریه چه نقشی در روابط میان ایران و آمریکا می تواند بازی کند و ایران چگونه باید از این موضوع به سود منافع ملی خود استفاده کند؟
بنده سه هفته پیش پیشنهادی را در قالب یک نامه خدمت آقای روحانی داده بودم. در این نامه پیشنهاد کردم ایران با تکیه بر پشتوانه سرمایه‌گذاری‌هایی که در سوریه کرده است، آقای اسد را قانع کند که از حکومت کناره‌گیری نماید. اگر ایران این کار را انجام دهد هم غرب را از این بن بست نجات می دهد و هم ایران در وضعیتی قرار می گیرد که می تواند وارد معادلات جهانی شود و این به نفع ایران است. 

اسد یک مهره سوخته است و ماندن وی بر سر قدرت هیچ دلیلی ندارد و نه به نفع ایران است و نه به نفع سوریه و دیگر کشورهای منطقه است. آمریکایی ها می دانند که ایران چنین توانایی را دارد و به همین دلیل مایلند روابط خود را با ایران بهبود ببخشند. 

علاوه بر این آمریکا می داند ایران در منطقه خاورمیانه یک دولت قدرتمند است و بنا به دلایل مختلف اگر ایران همکاری نکند هیچ تغییر و تحولی در خاورمیانه رخ نخواهد داد.

آقای روحانی گفتند پرونده هسته ای ایران باید در عرض چند ماه و نه چند سال حل و فصل شود. روز گذشته جان کری نیز گفته بود این امکان وجود دارد که پرونده هسته ای ایران در کمتر از 6 ماه حل و فصل شود. جنابعالی امکان این موضوع را چقدر واقع بینانه می دانید؟

من دقیقا نمی دانم اینکه ایران می گوید پرونده هسته ای باید حل شود بر اساس کدام نقشه راه حل شود؟ آیا منظور این است که ایران می پذیرد درصد غنی سازی را محدود کند، پروتکل الحاقی را امضاء کند و بازرسان آژانس بدون اطلاع قبلی از اماکن مختلف بازدید کنند؟ لذا اینکه گفته شود در شش ماه یا کمتر حل شود یک مسئله است و اینکه چه نقشه راهی برای حل این مسئله دارند مسئله دیگر است که من از این موضوع اطلاعی ندارم.

آقای دکتر! آیا ممکن است آمریکا به دنبال این باشد که با ایران مذاکره کند اما در طول مذاکره مسائلی مطرح شود که ایران با آنها موافقت نکند تا بدین ترتیب آمریکا به جامعه جهانی بگوید ما خواستیم با ایران کنار بیاییم اما آنها حاضر نشدند و بدین ترتیب عرصه را بر ایران تنگ تر کنند؟

آمریکایی ها هر هدفی داشته باشند طبیعی است که باید برای آن هدف در زمان خود توجیه داشته باشند. مسلما آمریکا تمام راهها را خواهد رفت و اگر ایران نتواند خوب بازی کند به افکار عمومی دنیا خواهد گفت ما خواستیم، اما ایران موافقت نمی کند. لذا ایران بر سر دوراهی است. اکنون که رئیس جمهور ایران و دیگر مقامات عالی رتبه مواضع متفاوتی با گذشته دارند ما شاهد هستیم که مقامات آمریکایی نیز عاقلانه عمل می کنند و واکنش های مثبتی دارند و لذا باید از این فرصت استفاده کرد.

آیا به نظر شما نقش و اهمیت جایگاه اسرائیل در نزد آمریکا آنقدر زیاد نیست که بابت آن حاضر به عادی سازی روابط خود با ایران نشود؟
مسئله اسرائیل خیلی پیچیده شده است. کارتر در کتاب خود با صراحت عنوان می کند پس از قرارداد کمپ دیوید مسئول ادامه جنگ اسرائیل است؛ چرا که سادات به این شرط قرارداد را می پذیرد که اسرائیل به مرزهای سال 1967 برگردد؛ اما اسرائیل به تعهدات خود عمل نمی کند.

امروز اسرائیل تحت شدیدترین فشارهای تاریخی برای بازگشت به مرزهای سال 1967 است. اما اسرائیل تمایلی به صلح ندارد و دلایل فراوانی برای این امر وجود دارد. صلح با فلسطین و منتفی شدن جنگ به معنای این است که در دراز مدت اسرائیل موضوعیت خود را از دست خواهد داد و لذا اسرائیل تمایلی به صلح ندارد. 

اما آمریکا و غرب مصّر هستند که بعد از دوران جنگ سرد باید تمام کانون های آشوب از بین برود که یکی از بزرگترین کانون های آشوب در منطقه خاورمیانه مسئله فلسطین و اسرائیل است. اسرائیل اکنون تحت فشار است و به همین دلیل نمی خواهد روابط ایران و آمریکا بهبود پیدا کند و دنبال آتش افروزی در منطقه است. 

سیاست ایران در طول هشت سال اخیر درباره اسرائیل و آمریکا بسیار اشتباه بوده و هر اقدامی که در اینباره صورت گرفته به ضرر ایران تمام شده است. لذا اکنون بهترین فرصت برای بهبود روابط میان ایران و آمریکا است و به نظر من اولین قدم برای ورود به صحنه جهانی این است که ایران ابتکار عمل در سوریه را در دست بگیرد.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 14:56  توسط گویا نیوز  |